خانه سینما مؤسسهای مستقل، غیردولتی و غیرانتفاعی، متشکل از تشکلهای صنفی، هنری - صنعت سینمای جمهوری اسلامی ایران (29 صنف) است که بهعنوان جامعه اصناف سینمای ایران از تاریخ تأسیس بهمدت نامحدود تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل شده است. هیئت مؤسس خانه سینما متشکل از آقایان سیدفخرالدین انوار، سیدمحمد بهشتی و محمدمهدی حیدریان، وظیفه انجام تشریفات قانونی برای تصویب و رسمیت یافتن اساسنامه و انتخاب اولین هیئت مدیره برای نخستین دوره و نیز تعیین ضوابط و شرایط عضویت و لغو دائم یا موقت عضویت را دارا بود که پس از ایفای وظایف مذکور، منحل شد. هدف از تشکیل خانه سینما، حفظ و صیانت حقوق مادی و معنوی دستاندرکاران حرفهای، مؤمن و متعهد تولید، توزیع و نمایش این هنر/ صنعت از طریق ایجاد امنیت شغلی و تأمین اجتماعی و همچنین کمک به آموزش و ارتقای حرفهای بهمنظور بالا بردن کارآیی در جهت رسیدن به سینمای مطلوب جمهوری اسلامی ایران است.
خانه سینما در یک نگاه
مروری بر روند شکلگیری خانه سینما در سال 1366 و حوادث و رویدادهایی که در طول 24 سال گذشته به وقوع پیوسته، گویای این واقعیت است که تعلقات سیاسی و جناحی، همواره در کنار حمایت از اصناف سینمایی مد نظر بنیانگذاران و مسئولان خانه سینما بوده است. برگزاری پانزده دوره جشن خانه سینما در وضعیتی که همواره با حاشیههای بسیاری همراه بوده و در آن آثاری انتخاب می¬شده که بهنوعی در تقابل با ارزشهای نظام قرار گرفته¬اند، تأییدی بر ادعای اقدامات جناحی و سیاسی مسئولان خانه سینما در طول این سالها است. برای مثال، در چهارمین جشن خانه سینما که به قولی مصادف با مراسم یکصدمین سالگرد سینمای ایران نیز بود، موضوعاتی مطرح شد که ماهیت واقعی خانه سینما را آشکارتر ساخت. پخش بخشهای کوتاهی از فیلمهای «گنج قارون»، «سلطان قلبها»، «پستچی»، «گوزنها»، «سفر سنگ»، در این جشن به بهانه مروری بر تاریخ صدساله سینمای ایران، در حالی که بیش از هفتاد سال از عمر سینمای ایران نمیگذشت؛ تقدیر از بهمن فرمان¬آرا - کارگردانی که در پرونده هنری خود تهیه¬کنندگی فیلم نیمهسکسی «در امتداد شب» را به ثبت رسانده بود و در یک مصاحبه مطبوعاتی در سال 1378 اعلام کرده بود که ترجیح می¬دهد زن در فیلم¬های او مرده باشد تا اینکه با روسری در کنار همسرش استراحت کند - بهخاطر ساخت فیلم «بوی کافور، عطر یاس» و همچنین روبوسی مهدی هاشمی و گلاب آدینه بر روی سن در برابر چشمان صدها تماشاچی که البته نمی¬دانستند آنها زن و شوهر هستند، از جمله حاشیه¬های جنجالی چهارمین دوره جشن خانه سینما بود که بهدلیل وضعیت خاص سیاسی آن زمان مورد توجه قرار نگرفت.
در پنجمین جشن خانه سینما نیز اگرچه برخی مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مخالفت خود را با معرفی فیلم «دایره» ساخته جعفر پناهی بهعنوان بهترین فیلم اعلام کردند - که بهدلیل سیاهنمایی و ابتذال تاکنون از پخش آن در سینماهای کشور جلوگیری به عمل آمده و در پنجمین جشن خانه سینما هیچ نامی از این فیلم برده نشده - لکن تندیس بهترین فیلم بهصورت مخفیانه در منزل، به جعفر پناهی اهدا شد. مضاف بر آنکه در همان زمان، فیلم دایره، تندیس فیلم برگزیده انجمن منتقدان و نویسندگان را نیز از آن خود ساخت. جعفر پناهی در هنگام دریافت جایزه اعلام داشت که جایزه خود را به تهمینه میلانی که چندی پیش به دلیل بیانات ضد نظام خود به زندان محکوم شده بود، تحویل میدهد و از او تقدیر و دلجویی میکند.
اما در دهمین دوره برگزاری جشن، خانه سینما تلاش کرد تا گزارش تحقیق و تفحص مجلس از سینمای ایران را تخطئه و آن را اقدامی جهت نابودی سینمای ایران معرفی کند معضلات و مشکلات خانه سینما همچنان ادامه داشت تا اینکه همزمان با انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری، بخشی از مدیران و اعضای وابسته به این صنف، حمایت علنی خود را از کاندیدایی خاص اعلام کردند. متأسفانه پس از اعلام نتیجه انتخابات، برخی از اعضای مؤثر این صنف، دوشادوش آشوبطلبان در شورش¬ها شرکت کردند و با صدور مکرر اعلامیه و اطلاعیههای مختلف، مردم را به حضور در خیابان¬ها تشویق می¬کردند.
علیرضا سجادپور، مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی سینمای حرفه¬ای، در واکنش به این موضوع اظهار داشت: «خانه سینما باید رسماً اعلام کند که هیچکدام از هنرمندانش ربطی به این آشوبها ندارند و اگر کسی با رسانههای خارجی صحبت کرده، او را از این صنف اخراج کند. من علت سکوت عجیب و مرگآور خانه سینما را نمیفهمم. تأسف جدیام را از بعضی همکاران هنری- فرهنگی خود ابزار میکنم.»
فرج الله سلحشور نیز در واکنش به سکوت خانه سینما در مقابل آشوب¬های بهوجود آمده پس از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری، در سخنانی اعلام کرد: «من بیش از سکوت «خانه سینما» نسبت به اغتشاشات و آشوب¬های اخیر کودتاگران، از استعجاب آقای سجادپور تعجب کردم که خیلی جدی ایشان در نامه¬اش به آقای عسگرپور نوشته بود که من از سکوت معنادار خانه سینما تعجب میکنم و این برای من سؤال است. یعنی آقای سجادپور ماهیت خانه سینما را نمی¬داند که اینقدر این سکوت برایش عجیب بوده؟»
البته محمدمهدی عسگرپور، مدیرعامل خانه سینما، این سخنان را بی¬پاسخ نگذاشت و در بیانیه¬ای اعلام کرد: «دوست قدیمی، آقای سجادپور! نظر همکارانم در خانه سینما این بود که در ایام جاری که همه ما موظف به کاهش تنشها، ایجاد آرامش، رفع خشونت و دعوت به قانونگرایی هستیم، پاسخی به تحریکات جنابعالی و دیگر همرأیهایتان داده نشود؛ ولی چه کنم که چندان صبور نیستم بهخصوص در هنگامی که احساس کنم بیانصافی و بیتقوایی از خط متعارفش گذشته باشد. آقای سجادپور! «سکوت مرگبار خانه سینما» به همان میزان عدم سکوتش هم میتواند برای امثال شما نفع داشته باشد چرا که اظهار نظرش میتواند در دوره تفتیش عقایدی که بنای راهاندازی آنرا دارید، باعث ویرانیاش شود و سکوتش هم میتواند انگیزه شما و همکارانتان را در راهاندازی پادگان سینما بهجای خانه سینما بیشتر کند چون فتح فیزیکی خانه سینما چندان دشوار نیست.»
اختلافات جدی میشود
خانه سینما در اقدامی قابل تأمل در سال 1387 برخی بندهای اساسنامه خود را بدون کسب مجوزهای لازم تغییر داد. به استناد ماده 3 اساسنامه خانه سینما، البته تا پیش از آخرین تغییر اساسنامه در سال 1387، هدف از تشکیل خانه سینما حفظ و صیانت حقوق مادی و معنوی دستاندرکاران حرفهای، مؤمن و متعهد تولید، توزیع و نمایش این هنر/ صنعت از طریق ایجاد امنیت شغلی و تأمین اجتماعی و همچنین کمک به آموزش و ارتقای حرفهای بهمنظور بالا بردن کارآیی در جهت رسیدن به سینمای مطلوب جمهوری اسلامی ایران بود؛ اما در سال 1387 به یکباره عبارات «دستاندرکاران حرفهای، مؤمن و متعهد» و «سینمای مطلوب جمهوری اسلامی ایران»، حذف شد و جای خود را به عبارات «دستاندرکاران حرفهای» و «ارتقای دانش حرفهای اعضا» داد. این موضوع، بهانهای برای معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد تا بهیکباره کمکهای خود به خانه سینما را قطع کند. خانه سینما در واکنش به این اقدام، ضمن طرح شکایت در مراجع مربوط، موضوع رفتار غیر قانونی معاونت سینمایی مبنی بر جلوگیری از حضور دو تن از اعضای خانه سینما در شورای پروانه ساخت را مطرح میکند.
استناد ماده (2) آیین¬نامه بررسی فیلمنامه و صدور پروانه فیلمسازی مصوب هیئت وزیران؛ برای صدور پروانه فیلمسازی، شورای صدور پروانه فیلمسازی مرکب از پنج نفر افراد بصیر و خبره در امور فرهنگی، سینمایی و صنعت فیلمسازی به شرح زیر و با حکم معاون امور سینمایی و سمعی و بصری تشکیل می¬شود:
الف) دو نفر به پیشنهاد اداره کل نظارت و ارزشیابی
ب) دو نفر به پیشنهاد خانه سینما
ج) مدیر کل نظارت و ارزشیابی که با حق رأی، سمت دبیر جلسات را بر عهده دارد.
(تبصره – در غیاب نمایندگان خانه سینما دو نفر به انتخاب معاون امور سینمایی و سمعی و بصری جایگزین میشوند.)
در مهرماه سال 1388و پس از روی کارآمدن معاونت جدید امور سینمایی و سمعی و بصری، جلسات شورای صدور پروانه فیلمسازی با حضور سه عضو اضافی برگزار شد. عبدالحسن برزیده، نماینده خانه سینما در اعتراض به برنامههای جدید شورای پروانه ساخت، استعفای خود را اعلام می¬کند. بعد از چند وقت شاهسواری، نماینده دیگر خانه سینما نیز اعلام کرد که بهدلیل دستور مدیریت خانه سینما دیگر نباید در جلسات شورای صدور پروانه شرکت کند. بعد از این قضیه، معاونت سینمایی اعلام کرد که چون با استعفای این دو تن، شورای صدور پروانه از حدنصاب افتاده و به دلیل حجم گسترده درخواستها نمیتواند این جلسات را تا اعلام نمایندگان جدید خانه سینما تعطیل کند، خودش دو تن را جایگزین نمایندگان خانه سینما کرد. اگرچه خانه سینما در این میان ادعا کرد که بعد از استعفای برزیده آنها نماینده جدید خانه سینما را معرفی کردهاند؛ ولی معاونت سینمایی توجهی به این موضوع نکرده است. در آذر ماه سال 1388 نمایندگان جدید خانه سینما در شورای صدور پروانه فیلمسازی معرفی می¬شوند که مورد قبول معاونت سینمایی قرار نمی¬گیرند. پس از مدتی، جواد شمقدری در نامهای به مدیر کل ارزشیابی و نظارت، خواستار معرفی دو نماینده صنف واحد تهیهکنندگان و کانون کارگردانان به شورای پروانه فیلمسازی شد. این درحالی است که طبق آییننامه، این دو نماینده باید با معرفی خانه سینما به شورا معرفی میشدند. در واقع، خانه سینما ادعا دارد انتخاب دو نماینده از کانون کارگردانان و تهیه¬کنندگان به صورت مستقیم از سوی معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بر خلاف آیین¬نامه بوده و بهنوعی دور زدن خانه سینما محسوب می¬شود.
اوج بروز و ظهور اختلافات کانون کارگردانان در برکناری غیرمنتظره «علیرضا رئیسیان» از ریاست شورای مرکزی این کانون در 29فروردین89 است. در مورد این برکناری، ابهامات زیادی وجود دارد، اینکه چرا باید شخصی که 8 سال رئیس کانون کارگردانان بوده، بهیکباره و در زمانی که فقط یک هفته به تشکیل مجمع عمومی باقیمانده، از سوی شورای مرکزی کانون برکنار شود، پرسشی است که پاسخی به آن داده نشده است. مگر چه اتفاقی افتاده بود که اعضای شورای مرکزی این یک هفته را هم نمیتوانستند صبر کنند تا رأیگیری صورت گیرد؟ در این مورد، بسیاری معتقدند سیاسی عمل نکردن رئیسیان و وارد نشدن او به جریانهای حمایتی برخی احزاب خاص، باعث برکناریش شده است. رئیسیان در همان روزها درباره این موضوع گفته بود: «من همواره به دور از جریانهای سیاسی بودم و بر استقلال تأکید داشتم؛ اما میبینم اقدامی که صورت گرفته، از سوی برخی افراد وابسته بوده است؛ اما نتایج منفی این اقدام متوجه خانه سینما خواهد شد زیرا در این دوره یکبار صنف تهیهکنندگان چندپاره شد و حالا این اتفاق در مورد کانون کارگردانان رخ خواهد داد.»
جواد شمقدری در واکنش به اعتراضات خانه سینما در گفتوگوی برنامه زنده تلویزیونی (متن حاشیه) که از شبکه سوم سیما پخش شد، درباره تشکیل شدن اتحادیه تهیهکنندگان سینمای ایران گفت: «جریانهای مافیایی باعث شد که سه چهار سال گذشته را بهگونهای سپری کنیم که تهیهکنندگان با هم دچار مشکل بودند زیرا باندهای قدرت میخواستند دیگران را زیر سیطره خود قرار دهند. البته دو یا سه باند بود اما هرکسی سعی میکرد دیگران را زیر نفوذ خودش بگیرد. ما سعی کردیم در این دوره این دوستان را مجاب کنیم که به نفع سینمای ایران در درجه اول و به نفع همه است که رقابتها را کنار بگذاریم و با هم رفاقت کنیم. بخش زیادی از این دوستان خوشبختانه خودشان پیشقدم شدند و در نهایت ما دیدیم که صنف واحد تهیه کنندگان سینمای ایران شکل گرفت اما مقاومتهایی در حوزههای دیگر صورت میگیرد.»
شمقدری در همین برنامه درباره فعالیت خانه سینما نیز گفت: «درباره خانه سینما بحث زیاد است. حدود هشت مؤسسه مختلف زیر نظر معاونت سینمایی است. در یک مقطعی، خانه سینما نیز بهنوعی زیر نظر مجموعه معاونت سینمایی است. طبق اساسنامهای که مصوب شده، خانه سینما موظف است اساسنامه و مجوز فعالیتش را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کند که گرفته است؛ اما هرگونه تغییری در مأموریتها و اساسنامه خانه سینما باید طبق قوانین موجود در کشور به معاونت سینمایی اعلام شود و برای آنها مجوز بگیرند. متأسفانه خانه سینما تغییراتی را در اساسنامه ایجاد کرده است و بدون دریافت مجوز از معاونت سینمایی، به کار خود ادامه داده. چون این یک مجموعه غیرقانونی است، ما نمیتوانیم از محل درآمدهای دولتی به آنها کمک کنیم. از سازمان بازرسی کشور استعلام کردیم، اگر جواب آنها مثبت بود، کمک میکنیم و در غیر اینصورت، نمیتوانیم کاری انجام دهیم. ما منتظر جواب این استعلام هستیم اما تردیدی نداریم که غیرقانونی است.»
اما سینماگران به اقدام معاونت سینمایی درباره تشکیل صنف جدید تهیه¬کنندگان، واکنش¬های متفاوتی از خود بروز داده¬اند. عبدالحسن برزیده در این باره، اظهار داشت: «بهنظر میرسد مدیریت دولتی سینما با بخشی از تهیهکنندگان هماهنگیهایی انجام داده و بدهبستانهایی وجود دارد که انگیزه آن، چندان برای من قابل درک نیست. شعار انقلاب این بود که از بخش فرهنگی حمایت صورت بگیرد؛ اما امروز عملاً میبینیم که حمایت از سرمایه و پول صورت میگیرد. قطعاً اتفاقات اخیر به سود سینمای ایران نیست. در نگاهی کلی این شرایط نشان میدهد که بخشی از سینما که دارای پول است، ازجمله تهیهکننده، سینمادار و پخشکنندهها در سینما تبدیل به یک قدرت میشوند که این قدرت میتواند مانع ساخت فیلم خوب شود.»
سیدجمال ساداتیان در زمینه اتحاد میان تهیهکنندگان در صنف جدید تهیهکنندگی اظهار داشت: «انتخاباتی در میان تهیهکنندگان برگزار شد و براساس آن، اتحادیه تهیهکنندگان شکل گرفت و افرادی دور هم جمع شدند. صرف حمایت دولت و گرد هم آمدن تهیهکنندگان، نشانگر این مسئله نیست که دیگر هیچ مسئلهای پیش رو نیست.»
آنچه در اینجا باید به آن اشاره شود، آنکه اساساً کمک به مؤسسات غیر دولتی از فصل پنجم بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تشخیص عالی¬ترین مقام اجرایی وزارتخانه و یا مقام مجاز از سوی او بهمنظور تأمین وظایف مصرح در اساسنامه مؤسسات و بر اساس تفاهمنامه مشترکی که میان مؤسسات و معاونت مربوط منعقد میگردد، پرداخت می¬شود. در واقع، پرداخت کمک¬ها به مؤسسات، به آن دلیل است که امکان انجام بسیاری از وظایف از طریق وزارتخانه ممکن نیست و انجام آنها نیازمند تشکیل مؤسسات فرهنگی و هنری مردمنهاد است؛ لذا پرداخت کمک به مؤسسات، وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، البته در رعایت چارچوب¬ تفاهم¬نامه¬ها و شرح وظایف اساسنامه مؤسسات است. طبیعی است در صورت انحراف احتمالی مؤسسات از وظایف مصرح در اساسنامه و همچنین تفاهم¬نامه فیمابین، وزارتخانه می¬تواند در پرداخت کمک¬های خود تجدید نظر کند. این موضوع به آن معناست که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به صورت دلخواه و نظر شخصی نمی¬تواند کمک به یک مؤسسه را که بازوی اجرایی او در برخی امور محوله است، قطع کند. حال چنانچه تمامی مسئولیت قطع کمک به مؤسسه خانه سینما بر عهده وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد، بی¬شک خانه سینما خود را محق در طرح دعوی یافته و خیلی زود ادعا خواهد کرد که اساساً کمک¬های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مؤسسات بر اساس سلایق و نظرات شخصی وزیر و معاونت¬های مربوط صورت می¬گیرد؛ حال آنکه چنین نیست و وزارتخانه مذکور در ادوار مختلف، بنا به وظیفه خود و بدون در نظر گرفتن تعلقات سیاسی و جناحی به مؤسسات فرهنگی و اشخاص حقیقی و حقوقی فعال در عرصه فرهنگ، کمک¬های فراوان و دائمی داشته است. افزون بر این، ابزار نظارتی و ضمانت اجرایی تفاهم¬نامه¬ها با مؤسسات نیز خدشه¬دار و بی¬اعتبار می¬شود.
روند اختلافات خانه سینما و معاونت امور سینمایی روز¬به¬روز افزون گشت تا اینکه در هفته¬های اخیر وزارت ارشاد اسلامی انحلال خانه سینما را اعلام کرد. حرکت انقلابی وزارت ارشاد در انحلال این پایگاه دشمن در جنگ نرم، که می¬بایست از مدت¬ها قبل انجام می¬شد، در آستانه انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی این ابهام و دغدغه را به¬وجود آورده که خدای ناکرده برخی اغراض سیاسی در پشت¬پرده این حرکت نهفته باشد.
پرسش این است که آیا این انحلال میتواند یکی از شگردهای انتخاباتی باشد و سر بزنگاه با دخالت رئیسجمهور موضوع فیصله پیدا کند. همان¬طور که در طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه¬ها اتفاق افتاد. یعنی خانه سینما باقی بماند و هنرمندان خانه سینما و هوادارانشان یکپارچه به فهرست انتخاباتی منسوب به دولت رأی دهند و برای آن تبلیغ کنند؟!
ان¬شاءالله که این¬گونه نیست و حرکت وزارت ارشاد در راستای منافع انقلاب و در دفاع از ارزش¬های انقلابی صورت گرفته باشد و مسؤلان این وزارت¬خانه محکم بر اراده خود پایدار باشند و با فشارهای بیرونی عقب¬نشینی نکنند و حیثیت خود را در زدوبندهای انتخاباتی معامله نکنند. |