انتخاب راهبرد و تاكتيك انتخاباتي معمولا متناسب با تلقي انتخابشوندگان از ذائقه انتخابكنندگان صورت ميگيرد. زيرا نوع طرح موضوعات مطالبات و مشي انتخاباتي ميتواند بر نوع چرخش انتخابكنندگان اثرگذار باشد.
بعضي از رفتارهاي انتخاباتي در تاريخ آيندگان ثبت خواهد شد و هميشه با نيكي يا بدي يادآوري ميشود به نحوي كه گذر زمان با شكيت حين اتخابات ميتواند ميزان عدم شناخت كانديدا را از متن جامعه خويش هويدا سازد؛به طور مثال انتخاب واژه "جبهه دموكراسي " توسط دكتر معين در انتخابات نهم رياست جمهوري، اكنون به عنوان يك افتخار براي ايشان به حساب نميآيد؛ نوع تبليغات تلويزيوني جناب آقاي رفسنجاني قطعاً امروز به عنوان عدم شناخت يكي از پيشكسوتان انقلاب اسلامي از جامعه خويش تلقي ميشود.
مهندس موسوي تصويري از خويش دارد كه متناسب با نگاه مردم به اين تصوير، رفتار خويش را تنظيم ميكند.
1- نقطه قوت پرونده موسوي نسبت به پرونده مسوولان اجرايي بعدي كشور (هاشمي- خاتمي- احمدينژاد) اين است كه دوران دفاع مقدس پناهگاه ايشان جهت فرار از نقد بوده است. سه مؤلفه اساسي ميرحسين را در حوزه كاركردي در حصن حسين ضد نقد محصور كرده است.
اين سه ضلع عبارتند از:
- مسووليت ايشان در زمان حيات امام راحل
- نخستوزيري ايشان در ذيل جايگاه رياست جمهوري
- پذيرش كمبودها و مقتضيات و ملاحظات زمان جنگ توسط مردم و ارجاع ناكارآمديها و ضعفها به شرايط بحران
بنابراين ميرحسين ميداند كه نقد وي بسيار جدي نخواهد بود و ايشان نيز هرگونه نقدي را به همان سه اصل ارجاع ميدهد و ايشان نيز هرگونه نقدي را به همان سه اصل ارجاع ميدهد در عين حال جوانان نقاد امروز در زمان كنارهگيري ميرحسين از صحنه قدرت، حداكثر 5 ساله بودند و خود تصويري منفي از ايشان ندارند ديكته ميرحسين عليرغم حضور هشت سالهاش در قدرت نانوشته است. پس ميتواند دولت فعلي را نقد و خودش در سايه سرمؤلفه ذكر شده مصون بماند. لذا با اين برداشت، ايشان نوعي مصونيت براي خود قائل و معتقد است حملههاي وي به نحو مديريت كشور با پاتك مواجه نخواهد شد.
2- ميرحسين ميداند كه مردم ايشان را در داخل خانواده انقلاب محسوب ميكنند لذا نميتواند به راحتي با قاتلين به حاكميت دوگانه، مشروطهخواهي، جمهوري خواهي و سكولارهاي درون و بيرون حاكميت فالوده بخورد. اما مشاورت 8 ساله ايشان در معيت خاتمي و عدم اعتراض به نظريههاي مطرح در مقابل حكومت اسلامي نشان ميدهد كه وي علاقمند به حضور چپهاي مدرن در جمع ياران خود ميباشد اما جانب احتياط را رعايت خواهد كرد. ميرحسين اگرچه 20 سال خاموش بود. اما اين خاموشي در عرصه گفتن بود نه در عرصه شنيدن و ديدن؛ بنابراين او از مشاركت و مجاهدين خواهد خواست كه در حاشيه باشند اما در شعاع نگاه او خواهند بود.
3- ميرحسين مشكل اصلي كشور را در حال حاضر مديريت و نحوه توزيع سرمايههاي آن فرض كرده است.لذا به مقولاتي مانند سياست خارجي يا شعارهاي 12 سال پيش خاتمي وارد نخواهد شد اما ميداند كه بازي با جيب مردم (نه سفره آنان) ميتواند مؤثرتر از شعارهاي انتزاعي همچون، آزادي، جامعه مدني و ... موثر واقع شود لذا ارائه تصويري از يك مدير جامع را سرلوحه حركتهاي القايي خود قرار خواهد داد.
4- ميرحسين ميداند كه آرايشهاي سياسي موجود جامعه تا اواخر حضور ايشان در قدرت چندان در جامعه مفهوم نداشت. لذا برخي در خصوص خط و ربط ايشان به «بحران تحليل» رسيدهاند. بنابراين تلاش ميكند همچنان مشت خود را بسته نگه دارد.
5- سبك ارائه مطالب در سخنان ميرحسين همچون خاتمي دوپهلو خواهد بود. لذا مخاطبان را بين خوف و رجاء، اصولگر، اصلاحطلب- سكولار - مذهبي و ... نگه خواهد داشت. او تا شب انتخابات قطعا به جبههاي فراگير ميانديشد كه بينالعباسين باشد. زيرا اين اسطوره 20 ساله به فرض اينكه با راي پائين انتخاب شود. شكست خورده خواهد بود. لذا براي اثبات مقبوليت خويش همه كس را در آياب خود ميپذيرد.
6- به ميرحسين گفتهاند كه نسل امروز او را نميشناسند لذا براي رفع اين نقيصه مسيري را طي خواهد كرد كه سكولارهاي دفتر تحكيم تا مذهبيهاي عدالتخواه را همراه خود داشته باشد. لذا تكريم شهدا و عدم بستن روزنامهها، دوست داشتن روحانيت و عدم دولتي شدن آن و ادعاي خدشه به اصولگرايي و اصلاح طلبي را با هم طرح ميكند (سخنراني دانشگاه تهران).
7- او ميخواهد ابر گفتمان انقلاب اسلامي و امام را با گفتمان عرفي شدن در قالب ادبيات اعتراضي پيوند دهد تا جامعيت خود را بر گستره جغرافياي رايدهندگان اثبات نمايد عرفي كردن جامعه در سايه گفتمان امام مهمترين طمعورزي مشاركت و مجاهدين در همراهي با وي مي باشد.
8- ميرحسين اطرافيان خود را طوري انتخاب ميكند كه برآيند آن معجوني باشد كه با بار مثبت و منفي همديگر را متعادل و قضاوت را براي مخاطبان مشكل كند او ستادي خواهد داشت كه يك بازداشتي تحكيمي با تندترين اعضاي حزب جمهوري اسلامي سابق را در خود داشته باشد.
9- موسوي هرگونه له يا عليه سياستهاي استكبار جهاني سخن نخواهد گفت او بر اين باور است كه اين مشي در مخاطب، تصويري توأم با بلوغ عقلانيت و پختگي تعبير خواهد شد به طور خلاصه ميتوان گفت كه هندوانه سربستهاي كه ابطحي از آن ياد ميكند، رفتاري را در پيش ميگيرد كه در صورت باز شدن نيز هر كرسي مزهاي متفاوت از آن ادراك كند و اين چنين هر كسي از ظن خود يار او ميشود. اما براي متعقدين به اصول انقلاب اسلامي نقد ميرحسين الزاما نبايد به عرصه كاركرد آن هم در دورهاي كه چندان نميتوان بر آن استناد كرد، معطوف گردد. بلكه جنبههاي «رفتاري» و «نگرشي» ايشان هم ميتواند معيار قضاوت و سنجش باشد اگر او به دوران 8 ساله خاتمي افتخار كند بدون اينكه از مثلث سه ضلعي كه در بدو اين نوشتار آورده شد، بيرون كشيده شود اما بايد منتظر ماند تا ميرحسين كه در زمان مسووليت خود در جايگاه نخستوزيري در سه ضلعي «دفاع مقدس»، امام(ره)، رهبري(رئيس جمهور وقت) از نقد مصون شده است اكنون با سه ضلع شعارهاي انقلاب اصول امام و رهبري چگونه مواجهه خواهد شد. ديدگاههاي امروز او در اين سه ضلع است كه ميتواند مبناي قضاوت قرار گيرد.