آمریکا و برخی کشورهای اروپایی که همچنان در توهم اعمال قدرت علیه سایر کشورها می باشند، تحرکات گسترده ای را برای اعمال فشارهای جدید بر جمهوری اسلامی ایران صورت داده اند. سیاست های غربی ها نشان می دهد که آنها با رویکرد همزمان با انتشار تحریم های جدید در ماه های آینده و نیز آمادگی برای آغاز مذاکرات به دنبال تکرار سیاست نخ نماشده چماق و هویج هستند تا در لوای آن به اصطلاح به جبران شکست های گذشته خود در برابر جمهوری اسلامی ایران بپردازند. آنها اکنون محور تحرکات خود را بر اعمال فشار بر کشورهای شرق آسیا به ویژه هند، چین، ژاپن و کره جنوبی و نیز اتحادیه اروپا برای عدم خرید نفت از ایران معطوف کرده اند. در این چارچوب، آمریکایی ها اعمال فشار بر کشورهای شرقی را اجرا می کنند و کشورهای فرانسه، آلمان و انگلیس نیز در اتحادیه اروپا بر آن بوده اند تا سایر کشورها را به پذیرش تحریم نفت ایران متقاعد سازند. هرچند بانیان این تحرکات مدعی اند که هدف آنها مقابله با ایران است؛ اما بررسی ریشه ای تحرکات آنها حقایقی دیگر را آشکار می کند و آن اینکه هدف آنها اعمال سلطه بر همان کشورهایی است که آنها را به سوی قطع ارتباط با ایران تشویق می کنند.در باب تحرکات صورت گرفته در قبال کشورهایی مانند هند، چین، ژاپن و کره جنوبی نکته مهم، پیشرفت های اقتصادی این کشورها است که غرب را با چالش مواجه ساخته است. کشورهای غربی دریافته اند که در وضعیت کنونی در نهایت باید تسلیم کشورهای شرقی شوند. آنها برای مقابله با این امر طرح های متعددی را در پیش گرفته اند که بخشی از آن را حذف منابع انرژی این کشورها تشکیل می دهد. هند، چین، کره جنوبی و ژاپن بین 10 الی 20 درصد نفت خود را از ایرانی تأمین می کنند که استقلال و امنیت دارد شریان انرژی دائمی و مطمئنی را برای این کشورها به همراه داشته است. هرچند که غربی ها بر این ادعایند که منابع انرژی عربی و آفریقایی را به جای ایران به این کشورها می دهند؛ اما هیچ کدام از این کشورها توان جایگزین شدن به جای ایران را ندارند.
کشورهای عربی به غرب وابسته اند و عملاً استقلالی ندارند؛ لذا هر زمان غرب اراده نماید این کشورها صدور نفت و گاز به شرق را قطع خواهند کرد. کشورهای آفریقایی نیز دارای ثبات و امنیت نیستند که خود چالشی مهم برای انتقال انرژی به چین، کره جنوبی، هند و ژاپن به شمار می روند. در این شرایط می توان گفت دوری کشورهای شرقی از ایران به منزله تسلیم شدن در برابر سلطه طلبی غرب است که منابع نامطمئن و وابسته عربی و آفریقایی را در برابر این کشورها قرار داده اند. در چنین محیطی در نهایت کشورهای شرقی مجبور به پذیرش خواسته های غرب در ابعاد گسترده خواهند بود. در صورتی که اگر روابط شان را با ایران ادامه دهند به این وضعیت دچار نمی شوند و به راحتی می توانند به مقابله با زیاده طلبی های آمریکا بپردازند.در قبال کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز می توان گفت، کشورهایی مانند انگلیس، فرانسه، آلمان در کنار آمریکا به دنبال سلطه بر سایر کشورهای اروپایی هستند. یکی از حربه های آنها در تأمین منابع انرژی است که بی بهره ساختن سایر کشورها از منابع انرژی ایران ازجمله این رفتارها است. به عبارتی دیگر رویکرد اروپایی ها به تحریم نفت ایران در نهایت به تحریم و سرسپرده شدن خود این کشورها در برابر آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان منجر خواهد شد. بر این اساس، می توان گفت در صورت هرگونه اعمال تحریم نفتی از سوی کشورهای شرق آسیا و اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی ایران، بازنده نهایی خود مجریان تحریم ها خواهند بود؛ چراکه در نهایت آنها هستند که منبعی مستقل و ایمن را از دست می دهند و برای تأمین انرژی باید وابسته به آمریکا و کشورهایی مانند انگلیس و فرانسه باشند که مسلماً هزینه های سنگینی را برای آنها به همراه خواهد داشت در حالی که همگرایی با ایران می تواند ضمن تأمین منابع انرژی، سدی محکم در برابر زیاده خواهی نظام سلطه برای آنها ایجاد کند. |